هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
316
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
رنج و تعب عازم اوطان خود گرديدند . روز ديگر نيز دو كشتى مختصرى وارد اسكله شده ، جمعى كه به سوى « طرابلس غرب » « 1 » و « تونس » رفتنى بودند ، حركت كردند . بعد از يأس و نااميدى زياد ، روز هفتم شهر صفر [ 1297 ه . ق . ] ، يك واپور تجارتى موسوم به « بنگاله » كه از « بنگالهء هند » مال التّجاره برداشته ، رو به « لندن » مىرفت ، به « ينبع » وارد شد . اين واپور به هيچ مناسبتى راه خود را منحرف كرده ، به اسكلهء « ينبع » نمىآمد ، مگر نعمت غيرمترقبه بود كه براى استخلاص باقىماندگان حجاج در رسيد ؛ و جهت تمايل او به اسكلهء « ينبع » اين بود كه در ورود اين كشتى به بندر « جدّه » ، « حاجى مهدى تاجر بغدادى » كه از مشاهير تجار « جده » است ، به گمان اينكه در « ينبع » حاج زياد جمع شده و واپورى به آنجا نرفته ، با « كاپيطن » كشتى قرار مىگذارد كه كشتى را از وسط دريا به اسكلهء « ينبع » برده ، هرچه حجّاج بخواهد از اين نقطه تا اسكلهء « بيروت » بردارد و 000 ، 25 روپيه بگيرد . « كاپيطن » اين معامله را خيلى غنيمت شمرده ، به اسكلهء « ينبع » مىآيد . برادر حاج مزبور بعد از ورود ديد كه با اينكه شايع شده بود كه در « ينبع » 000 ، 13 حاجى معطّل است ، بىاصل بوده و غير از 1000 نفر كسى باقى نيست . ناچار 740 « 2 » نفر را به قرار 4 ليرا و نصف تا « بيروت » قبول كرده ، جناب آقاى « ثقة الاسلام » ، با همراهان ديگر هم با همين واپور جركت كرده ، روانه شدند . مابقى حجّاج 20 روز ديگر در « ينبع » ماندند [ و ] چون از آمدن كشتى يكجا يأس به هم مىرسانند ، ناچار رجعت قهقرايى به بندر « جده » كرده ، از آنجا به كشتىهاى مختلف نشسته ، به « اسلامبول » و ساير جاها مىروند . تجربه نافعه اگر شخص حاجى بخواهد در اين راه اندكى آسوده باشد ، در صورتى كه در وقتش وسعت و عزيمتش از طرف « اسلامبول » از راه دريا بوده باشد ، بهتر آن است كه قبل از آنكه به بندر « جده » برود ، به اسكلهء « بيروت » - كه بندر « شام » است - به ملاحظهء وقت حركت « شامى » بيرون آمده ، از « بيروت » به واسطهء « ترامواى » به فاصلهء 12
--> ( 1 ) . بندر طرابلس يا تريپولى ، پايتخت ليبى در شمال افريقا . ( 2 ) . در اصل : هفصد و چهل